تبلیغات
مجله دزفول Dezful Magazine - مطالب ابر آبشار دژ دزفول
مجله دزفول Dezful Magazine
اولین مجله دو زبانه ی شهرستان دزفول Dezful Magazine
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


نشریه الکترونیکی دزفول تلاشی است برای معرفی هر چه بهتر دزفول در دنیای وب
با وجود اطلاعات زیاد در خصوص شهرستان دزفول اما نیاز بود تا اطلاعاتی صحیح در مورد دزفول انتشار یابد و این سایت کوشش از طرف گروهی از جوانان دزفول برای معرفی یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران می باشد

مدیر وبلاگ :نشریه الكترونیكی دزفول
مطالب اخیر
(گزارشی از سفر به آبشار دژ ممدعلی خان )
روستاهای شمال شهرستان دزفول و مناطق پیرامون آنها با  طبیعی سرسبز  و زیبا گردشگاه های مورد علاقه ی دوستداران طبیعت به شمار می آیند .
گروه های کوهنوردی و دوستداران طبیعت  از اواخر پاییز تا اواسط بهار مناطق سردشت ، شهیون ، آبشار شوی ، آبشار دژ ممدعلی خان ، روستای پامنار ، روستای لیوس ، دره توبیرون ،  کوه هفت تنان و.....  را برای بهره مندی  از طبیعت و هوایی پاک انتخاب می کنند .
هر چند که بخش عمده ای از مسیر این روستاها ، ماشین رو است ولی  برای دستیابی  به بعضی از این مناطق قسمتی از مسافت ماشین رو و قسمتی از آن به صورت پیاده روی است از این رو  بازدید از  مناطق مذکور ، بدون راهنمایی گروه های کوهنوردی و اشخاص راه بلد امکان پذیر نیست .
دژ ممدعلی خان ( محمد علی خان ) در  مسیر جاده سردشت  و  65 کیلومتری شمال دزفول  ، به موازات کوه هفت تنان بعد  از روستای ابوالحسن  واقع شده است . تاریخچه ی نام این دژ  به مبارزه ی سرداری به نام محمد علی خان با رضا شاه برمی گردد که روزگاری در این دژ پنهان شده بود تا گرفتار سربازان رضا شاه نشود هر چند که بعدها با طرح نقشه ای به پایتخت دعوت و  همانجا کشته شد  امّا از آن زمان نام محمد علی خان بر این دژ مانده است .
آبشارپشت دژ و فضای سرسبز پیرامون آن ،  از مناطق گردشگری است که رفتن به آنجا  با همراهی گروه های کوهنوردی امکان پذیر است .

rosta
 
کم کم خشکی کنار جاده به پایان می رسید . درختانی با شاخه های چوب مانند که بر پرتگاه ها روییده بود ، توجه ما جلب کرد . سرپرست گروه آنها را درختان بادام معرفی کرد که شاخه های چوب مانند آنها  در تهیه آبکش های حصیری به کار می رود . جاده کم عرض و فراز و فرود ها بیشتر می شد . دشت های سبز  و درختان خودروی بادام و بنه  ( بَنَک ) رسیدن به سرزمینی بهاری را خبر می داد .
نگاه ها را بر اطراف جاده  دوختیم . طبیعت تمام زیبایی خود  را به نمایش گذاشته بود . با ابرهایی که گاه بر آسمان ظاهر می شدند ، شدت تابش خورشید کم می شد  و باعث خنکی هوا  می گشت .
از جاده سردشت بعد از گذشتن از  روستای بوالحسن ( ابوالحسن )  در مکانی پیاده شدیم  که بر اساس گفته  سرپرست  گروه ، اهالی روستا  این منطقه را  « پَرَه مَلیچ »  می نامند . در گویش روستاییان  « مَلیچ » به معنای گنجشک  و « پره » به معنای بال و پر  می باشد . این اصطلاح  به معنی بال گنجشک است  و علت این نامگذاری ، شکل ظاهری  دو تپه ای بود که در کنار هم مانند بال گنجشک به نظر می آمدند .  از این منطقه پیاده روی ما آغاز شد . خود را برای یک ساعت پیاده روی آماده کردیم .

روستا
ابتدای راه  هموار بود و گاه کمی سراشیبی ظاهر می شد  هر چه جلوتر می رفتیم ، چشم اندازهای زیباتری پیدا  می شد . درختان خود رو  و  چمنزارهای  سبز طبیعی با گل های بابونه ، مناظر دل انگیزی ایجاد کرده بودند . هر چند آفتاب می درخشید امّا خنکی هوا  به خوبی احساس می شد . از دشت سر سبز چند عکس گرفتم سپس  به دنبال صف به راه افتادم  می دانستم که حرکت با جمع  از اصول چنین سفرهایی است .  
در طول مسیر ، سرپرست گروه  در مورد  درختان خود روی منطقه توضیحاتی می داد . درخت « مورد » با  برگ های ظریف و خوشیو در آن  ناحیه  فراوان  بود . برگ های آن را  در دست مالیدیم و بوی مطبوع و ملایم آن را  احساس می کردیم . روغن این گیاه  به دلیل بوی خوش و خواص ضد باکتری  و رفع بوی عرق بدن ، در گذشته به نام « مورد روغن » برای نرمی و خوشبویی بدن نوزادان  مورد استفاده قرار می گرفت .
  درختان انجیر ، بُنه  و بلوط که جای جای دشت روییده بودند ، علاوه بر چشم اندازی زیبا ، خنکای سایه  آنها نیز آرامش
بخش بود . همگی  کوله ها بر پشت ، به دنبال سرپرست  و در یک مسیر حرکت  می کردیم . این گروه کوهنوردی ،  به
امکاناتی چون دوربین ، عصای کوهنوردی ، امکانات  ارتباطی ، کمک های اولیه  و آموزش های هلال احمر  مجهز
بودند . افرادی که در گروه  مسؤلیتی داشتند ، بعد از هر توقفی با  شمارش  اعضا  و مستقر شدن  در جلو و انتهای صف ،  سایر اعضا را هدایت می کردند .

zibba
 . زمینها  و تپه هایی  سبز و پوشیده از درخت ، آبشاری که از بالا  سرازیر می شد و فضای پیرامون آن که  یکدست سبز بود  و دیواره ی پشت دژ  ، در مجموع  مناظر زیبا و چشم نوازی بودند که  به بیننده  آرامش می بخشید . در یک قسمت از زیر آبشار درختانی به طور  متراکم روییده بود که سرپرست گروه ، آن درختان انبوه را به جنگلی تشبیه کرد که عبور از آنها به سختی امکان پذیرست وی در مورد  پوشش گیاهی و حتی جانوری آن منطقه  نیز توضیحاتی  ارائه کرد .
طبیعتی که در برابر ما بود ، سبزی ، طراوت و زیبایی را به نمایش گذاشته بود . آبشاری که  نغمه اش ساز زندگی بود مناطق اطراف را سبزپوش کرده بود ، درختانی که بی چشمداشت  دست  نوازشگر باغبانی اینچنین بر پای ایستاده اند و سبزه زارانی که با آبشار الفتی دیرینه دارند ، سبزی و خرمی خود را مدیون ترنم دل انگیز  این آبشارند .
با دیدن این همه زیبایی افسوس خوردیم که  چرا تا کنون از این طبیعت زیبای شهرمان بهره ای نبرده ایم .
 در چمن هر ورقی دفتر حالی دگرست           حیف باشد که زِ کار همه غافل باشی
آسمان هم از این همه زیبایی به وجد آمد و دست نوازشگر باران  سخاوت خود را بر زمین و کوه و دشت بخشید . سفره پر
مهر طبیعت میزبان باران شد . سرود باران که نغمه زندگی است ، برای دقایقی طنین انداز شد و بر دل و جانمان نشست .
بوی  نم و خاک  با عطر گیاهان آمیخته شد و هوایی لطیف  و دل انگیز  را  به ارمغان آورد .
 این منطقه زیستگاه  « سمندر امپراطور » هم می باشد این جانور ، گونه ی نادری است که از طرف سازمان های محیط  زیست حفاظت می شود . سرپرست گروه  از نزدیکی همان محل یک سمندر را  با احترام و تشریفات ویژه در کف دستانش  آورد تا به ما نشان دهد و پس از تعریف و تمجید  فراوان از سمندر ،  آن را با کمال احترام  به زیستگاهش باز گرداند . سمندر عزیز  – که در این سالها برایش سمینارها  و سخنرانی ها برپا می شود و مقاله ها در وصفش نوشته اند -  بدنی خالدار  و ظریف داشت و خیلی آرام به نظر می رسید البته ما خانم ها هم  با دیدنش خیلی خودمان را کنترل کردیم که جلوی دیگران جیغ نکشیدیم .

emperathour

به دشت مسطحی رسیدیم که  صبح نقطه ی شروع حرکت بود . دوباره « پَرَه مَلیچ » را  نظاره گر بودیم .  این منقطه مجاور روستای بوالحسن بود و در آن جا  چوپانان گله های گوسفندان را  می چراندند .
در پایان از سرپرست گروه  و  همراهانش ، تشکّر کردیم و به امید دیداری دوباره از آنها  جدا شدیم .
در این چند ساعتی که به طور جمعی حرکت می کردیم ، تعهّد  ،  همیاری و نظم  را  در جمع  به خوبی تجربه کردیم .
درکوهنوردی قوانین برای آرامش گروه تعیین می شود . در کوه سبقت گرفتن از دیگران ، دوری از جمع  و خودخواهی محو می گردد . کوهنوردی تنها  ورزشی مفرّح نیست . در این سفر مقاومت ، همدلی و درس اخلاق را هم فرا می گیریم . در کوه داشته هایمان را با سایر اعضا تقسیم می کنیم ؛ به تازه واردان در مسیر کمک می کنیم ؛ قصد شکست دیگری و
اثبات برتری خود را نداریم  و  همپای دیگران گام برمی داریم .
برنامه طبیعت گردی ما با گروه شاداب به پایان رسید . نشاط ، آرامش و اطّلاعات گردشگری که از سرپرست گروه آموختیم  ، ره آورد  این سفر بود . در این سفر از  سفره ی پر مِهر طبیعت و از راهنوردان متعهّد درس ها  آموختیم . شکیبایی ، مسؤلیّت پذیری  و همدلی  بهترین درسهایی بود که از  این سفر  حاصل گردید.

  فاطمه سادات   اشرفی زاده                                                                                           
 
 



نوع مطلب : معرفی دزفول، 
برچسب ها : دزفول، خوزستان، دژ محمد علی خان دزفول، آبشار دژ دزفول، روستای بوالحسن دزفول، سمندر امپراطور دزفول، مجله دزفول،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 26 فروردین 1394





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی